تبلیغات

بیوگرافی سرپرست گروه : مهدی لرقدیمی

0.00
تعداد بازدید : 2438
تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۶/۹

مهدی لرقدیمی، متولد بیستم آذر 1358، خـوانـنـده، آهـنگـسـاز و نـوازنـده

اگرچه رشته تحصیلی و دانشگاهی اش برق می باشد اما این مانعی نبود تا او را از ورود به دنیای موسیقی باز دارد.

او از خردسالی به موسیقی علاقه داشت، علاقـه ای پـنهان؛ چـرا کــه در آن دوران هـیچگـاه بـه دنـبـال یادگیری موسیقی نرفت. ولی در عین سن کــم عـلاقـه وافــر و عـجـیـبـی به شـنـیدن موسیقی داشت کـه بـرای بچه های کـم سن وسـال امری عـجـیـب است!

او با دیدن سـازها و ادوات مـوسـیـقـی واقـعـا بـه وجــد می آمـد اما تا سن 13 سـالــگـی فـقـط بـیـنــنــده بـود و شـنـونـده کـــه به گـفـتـه خـودش هـمـیـن زیاد دیـدنها و خوب شـنـیدنهـا باعـث شد تا او به یکباره در موسیقی پـیـشرفـت چـشمگــیـری داشـتـه باشـد.

اولـین سازی کـه مـهـدی در ایـن دوران بـرگزید ساز تمپو بود، چرا که علاقه اش به سازهای کوبه ای بیش از هر ساز دیگری بود. او ساز تـمـپو را کـم و بـیـش نـزد پسرخاله اش مرتضی کاشی آمـوخـت و سـپـس بـه سـاز ضـرب و در نهایـت هم به ضـرب و تـمـپـو روی آورد.

اما این سازها نتوانست روح تشنه مهدی را سیراب کــند و از این رو به ساز کــیـبــورد (کـه در لـفـظ عام به اشتباه ارگ نامـیده می شود.) روی آورد. در این ساز بدون آنکه استادی داشته باشد پیش رفت و این امر موجب تعجب دوستان و اطرافیان مهدی شده بود تا حدی کـه یکی از دوستانـش که نزد استاد به یادگیری کیبورد مشغول بود موضوع مهدی را با اسـتـاد خودش مطرح ساخت و او نـیـز خـواهـان دیـدار مهدی شـد. بـدیـن ترتـیـب مـهـدی با اولـیــن اسـتـاد رسمی خودش آقـای رضا نادری آشنا شد و به گـفته مهدی بعـد از آشنایی با رضا نادری بود که مـسـیـر هـنری زنـدگی اش تـغـیـیـر کـرد.

 

مهدی می گوید: تا قـبل از آنکـه با رضا آشـنا شـوم در موسـیـقی دارای اعـتماد به نـفـس نبودم؛ رضا با روشهای اصولی از تئوری موسیقی با من شروع کرد، دوره های حرفه ای آکورد شناسی و گام شناسی را به من آموخت و دیـد من از موسـیقی را به کـلی تـغـیـیـر داد تا اینکه به آهـنگسازی و تـنـظیم آهـنگ و هارمونی و غیره رسیدم. رضا در مدت سه سالی کـه استادم بود علاوه بـر آموزش حرفه ای موسیقی به من اعتماد به نفس خاصی داد وچشم مـرا به دنیایی از موسیقی گـشود کـه همه چیز بر اسـاس قـانـون اداره می شد. تازه فهمیده بودم آن کـسانی کـه مـن آنها را در موسیقی بزرگ می دانم چـقـدر ناتوان اند. اگر در موسـیـقـی چیزی باشم همه را از استاد خوبم رضا دارم و هـمـه دنـیـای موسـیـقی ام را مـدیــون او هـسـتـم.

 

مـهـدی تا سـال 80 شاگـردی رضا را کـــرد، اما در سـال 79 بود کـه اولـیـن سـاخـتـه خـودش را بــه نام تـب رویا در ابـتـدای لـیـسـت آهـنگـسازیـهـایـش قرار داد، لـیـسـتی کـه تا به امـروز عـدد 40 را به عـنـوان سـاخـتـه هـای مـهـدی بـه هـمـراه دارد.
جالب اینجاست کـه مهدی بیشتر قطعات ساخـتـه شـده اش را خودش تـنـظیم کـرده است.
در همان دوران که شاگـرد رضا نادری بود به تمـریـنـات پـیـانو هم در نزد نادری پرداخـت و از اینرو در سال 78 نوازندگی پیانو را هـم علاوه بر کـیـبـورد آموخت.

 

اما در نوازندگی تنها چیزی کـه می توانست روح پـُرهیاهـوی مهدی را ارضاء کند درام (کـه در لـفـظ عام به اشتباه جاز نامـیده می شود.) بود. با وجود اینکـه مهدی در نوازندگی پـرکـاشـن هـم دستی داشت اما برای آموزش اصولی درام به نزد آقای شروعی بزرگ رفـت و در این ساز هـم به درجه نـوازندگی حرفه ای رسید. (لازم به ذکر است که آقای شروعی در اوایل سال 87 به رحمت خدا رفـت.)

 

 

سازهای دیگری که مهدی کم و بیش با آنها می نوازد اما نه به طور جدی و حـرفـه ای گـیـتـار باس و گـیـتار کلاسـیک اسـت که هـنـوز بـرای آنها به اندازه کافی وقـت نگــذاشـته اسـت.

 

مهدی در زمینه آموزش نیز فعالیتهای خوبی داشته است، او با آموزشگاههایی هـمـچـون طلوع فرهنگ و هنر، ملکان ، پارت ، سرود مهر ، خانه فـرهـنگ دوسـت و کانون فرهنگی فجر در زمـینه تدریس موسـیـقی هـمکاری داشـتـه و دارد. هـمـچـنـیـن خودآموزهایی بسیار مـفـیـد در زمـیـنـه های آکورد شناسی، گام شناسی، نوازندگی کیبورد و درام ارائه کرده است وتصمیم دارد تا در آیـنـده آنها را به صورت کتاب به چاپ برساند.

بـا آنـکـــه سبک کـارش در موسیقی ، پاپ (POP) می باشـد امـا موسـیـقی پاپ- کلاسیک را بـیـشـتـر می پسندد. اگـر از گــروه یـا شـخـص مورد علاقه اش سئوال کنید بدون شک نام یــانـی را در درجه اول می آورد، چراکه عـلاقـه بـی انـدازه ای بـه یانی(Yanni)و کارهایش دارد. بعد از یانی نیـز آثار سلندیون و لـوپـز بـرایش خوش آیند است. البته در این میان از نام سیاوش قمیشی نیز نمی گذرد.

 

 

وقتی از موسیقی داخل کشور و عـلایــق مهدی صحبت شد پاسخی جز باند بازی، بی محتوا بودن و در نهایت به بیراهه رفـتـن اغـلب موسیـقیهای فعلی را نخواهید شـنـیـد. اما در عـیـن حـال کـار افـرادی چـون عـلـیـرضا عـصار و مـحـمـد اصـفهانی را دوست دارد و به آنها افـتخار می کـند.

 

مـهـدی وقـتی کـار آلـبوم را شروع کـرد به پیشنهاد اطرافیان به عنوان خواننده گروه خودش مطرح شد و در آلبوم تب رویا عـلاوه بر آنکـه آموزشهای لازم را در زمـیـنـه خـوانـنـدگی به عـلـیرضا منصوری می داد، خود نیز به عـنوان خواننده دوم گروه در آن زمان مطرح شد.

در حال حاضر او به عنوان خواننده در گروه خودش مطرح است و تک آهنگ هایی منتشر می کند، در زمینه نوازندگی نیز با گروه ها و خواننده های مختف همکاری دارد که از آن جمله می توان به نوازندگی درام در گروه شصت و همکاری با خوانندگانی چون کامبد و پژمان مبرا اشاره کرد.
در هر حال مهدی فردی است خلاق ، خوش فکر و خـوش دل که در زمـیـنه موسـیـقی اگـر عرصه ای برایش فراهم باشد می تواند به درجات بالاتر نـیـز برسد.

 

او در ساخته هایش علاوه بر احساسات درونی خـویش به نکات حساسی توجه می کـند: اینکه آهنگی بسازد تا حرفی برای گـفـتـن داشته باشد، تا حسی را برانگیزد، تا با احساسات مخاطب به نوع خوب بازی کند و با شنونده ارتباط برقرار کـند؛ و از هـمه مـهـمـتـر ایـنکـه کـار را طوری تـنـظیم کـند تا به مخاطـبان انــرژی مـثـبـت دهـــد.

 

مهدی قدیمی گاهی هم دست به قلم می شود و به قول خودش تـرانـه سـرایـی می کـنـد. از آهـنگـهای آلـبـوم اول می توان به آهـنگ "آرزو" اشاره کـرد و بعد از آن نیز ترانه هایی همچون "بــاور" ، "زندگی رنگی" و "مسافر" که مهدی قدیمی سـرایـنـده آنهـا بوده اسـت.

 

به گفته خودش خیلی تصادفی دریافت کـه می تـوانـد تـرانـه هم بگـویـد: در شهریور سال 1382 که برای عوض کردن آب و هوا به شمال سـفـر کـرده بـود به طور ناخواسته در کنار دریای شمال کـلمات از ذهـن مـهـدی به روی کاغـذ نـقـش بـسـتـنـد و تـرانـه آرزو را پدید آوردند. بعدها قدیمی باز هم سعی کرد تا ترانه بگـویـد و بـبـیـنـد آیا واقعا ذات چنین کاری را دارد یا نه!؟ که در آذر همان سال توانست دومین ترانه خود را با نام باور به روی کاغذ آورد.

 

مهدی قدیمی تا به امروز بیست تـرانـه را در دفـتـر اشعارش نوشته که الـبـتـه این رقم برای او رکـورد محسوب نمی شود اما می تواند حکـایـت از اسـتـعـداد هـنـری و ذاتی اش داشته باشد.

دیـوانه شــدم چونکــه دلــم تاب نیاورد
کــز زخم زبونت به چِـشَم خواب نیامد
عمری دلکم با نفس بوی تو خوش بود
پــروانه شد و در بـر شمع تـاب نیاورد
 

وقتی در زمینه شعر و ادب پارسی از مهدی جویا شوید بی شک نام باباطاهر را از او خواهید شنید. علاقه مهدی به باباطاهر بس عجیب است و به گفته خودش از کودکی با اشعار باباطاهر بزرگ شده است. علاقه و تعلق خاطر او به رباعیات باباطاهر تا حدی است که در بسیاری از مواقع با خواندن آن بغض کرده و یا پنهانی اشک می ریزد.


 

دلی دارم چو مرغ  پاشکسته

چو کشتی بر لب دریا نشسته

همه گویند که طاهر تار بنواز

صدا چون میدهد تار شکسته

 


شعری با نام زندگی رنگی از مهدی قدیمی

دو تا مرغ عشق اسیرن ،اسیر رنگهای دنیا
                                                                 همه هستی شون شده رنگ،رنگی مثل رنگ رویا
آره زندگـی قـشـنگـه، وقتی رنگی باشه دنیا
                                                                 اگـه حـتـی دل مــرغـا، بـاشـه تـــو زنــدون رنـگـا

شروع شد با رنگ قرمز، زندگـی رنگی ما
                                                                 چـون بـودش فـصـل تـابـسـتـون  فـصل دلدادگی ما
قرمزوسرخ وکبودی رنگ عشق وعاشقی بود
                                                                 رنـگ اون  نـگـاهِ اول،  قــرمــز شــقـایـقـی بــــود

آخـریـن بـازی قـرمـز بـستـن عـهـدِو پـیـمون
                                                                 عـهـدی کـه سـرخیه رنگش  می کنه مارو پریشون
خـاطـرات قـصـه مـا  آبـی وسـبــزوسـیـاهـه
                                                                 سـبـز و آبـیـش به کــناری  اون یـکی مـثـل گـناهـه

روزی که با هم نبودیم مشکی وخاکستری بود
                                                                 تـو جهـالــت دلامــون  غـم وغـصه بـسـتـری بــود
آبــی  و دریا و مــاهــی  آسـمـون  و پـروبـالی
                                                                 خـاطـرات شـب نـشـیـنـی   توی  سـاحـل  خـیـالـی

جـلوه هـای سـبـز دیدار، رنگ فصل اول سال
                                                                 بـاغ  و بـستان  و قـناری ،مـیوه های نارس وکال
هـمـدلی وهـمـنـوایی  پایــیـز و رنـگ طـلایـی
                                                                 انـتـخـابِ راهِ  رفـتـن،  راهِ  زردِ  کــــهــربــایــی

حـالا رنگِ چـشمِ عاشق، نه کـبود و نه سیاهه
                                                                 قـهـوه ای داره کـه بـرقـش، بـهتر از صدتا  نگاهـه
آخـریـن رنگ تو قصه، یاس ومریم وعروسه
                                                                 رنگـی کـه اسـم قـشـنـگـش، ساده و پاک  و ملوسـه

جز سفید رنگی نداریم که باشه رنگ زمستون
                                                                 هــمـه ی رنـگـا بـهارن،  یـا کـه پاییز وتابـستـــون

 
منبع :
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
متن نظر :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ارسال